چند نکته
حيات و زيستن جن بر روی زمين چگونه است ؟
بنا بر آيه كريمه قرآن:
O اين موجود عجيب پيش از آفرينش انسان، خلق شده است. (سوره حجر، آيه ۲۷)
O جنيان از شعله های آتش آفريده شده اند. (سوره الرحمن، آيه ۱۴)
O جنيان چون انسانها دسته دسته به دنيا آمده اند، تا زمان مرگ زندگی كرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت. (سروره فصلت، آيه ۲۵)
O آنها نيز نر و ماده دارند. (سوره جن، آيه ۶)
O آن ها نيز تمايلات نفسانی دارند. (سوره الرحمن، آيه ۵۶)
O تعداد جنيان بيش از آدميان است. (سوره انعام، آيه ۱۲۸)
همان طور كه پيش از اين گفته شد، جن موجودی است مادی كه از آتش خلق شده است. از آنجايی كه ماده است، بنابراين حيات دارد و از آنجايی كه دارای حيات است و طبق آيات الهی زاد و ولد می كند پس نر و ماده دارد، خواب و خوراك دارد و پايان زندگی اش با مرگ توام است و باز بنا بر آيات كريمه، زندگی پس از مرگ نيز خواهد داشت كه در مبحث ديگری به آن خواهيم پرداخت.
تغذيه جنيان
از آنجا كه هر موجودی برای ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايی تغذيه می كنند. چنان كه ?ابن بابويه? نقل كرده است: ?گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.? (وسايل الشيعه، جلد۱، ص ۲۵۲)
و نيز امام صادق (ع) می فرمايد: ?استخوان و ضايعات غذای جنيان است?. (وسايل الشيعه)
سخن گفتن جنيان
فطرت انسان به گونه ای است كه او را محتاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار كردن با همنوعان خود ساخته است. از طرفی اصوات در حيوانات هم به طريق علمی و هم تجربی ثابت شده و همچنين در قرآن و روايات ذكر شده كه بعضی از پيامبران (مانند حضرت نوح و سليمان) زبان حيوانات را دانسته و می توانستند با آنها سخن گويند، در جنيان نيز به همين گونه است، از آنجايی كه جنيان نيز مادی هستند و زندگی اجتماعی آنها ايجاب می كند كه با يكديگر سخن بگويند، پس به طور قطع و يقين آنها اصواتی برای انتقال مفاهيم به يكديگر دارند ولی در فهم ما نيست. البته كسانی می توانند به طريقی حرفهای آنها را دريابند و با آنها سخن گويند; چنانكه حضرت رسول و برخی از امامان با آنها صحبت می كردند و افرادی بنا بر تواناييهای خاصی می توانند با آنها ارتباط برقرار كنند. (ارتباط دهندگان يا جن گيران) از امام صادق (ع) نقل شده است : ?روزی اميرالمومنين (ع) در كوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايی در حالی كه به شدت به طرف مردم می دويد و آنها از او می گريختند پديدار شد. حضرت فرمود: ?راه را برای او باز كنيد. ? اژدها جلو آمد و از منبر بالا رفت و پاهای حضرت (ع) را بوسيد و خود را به پاهای مبارك حضرت ماليد و سه بار دميد، سپس پايين آمد و رفت و حضرت خطبه را ادامه داد. وقتی مردم توضيح خواستند ايشان فرمود: او مردی از جن بود كه می گفت : فرزندش را يكی از انصار به نام جابر بن سميع، بدون اين كه به او آزاری رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را می طلبيد.? (بحارالانوار، ص ۱۷۲) قابل ذكر است، دری كه اژدها از آن وارد و خارج شده بود به ?باب الثعبان? (درب اژدها) مشهور شد.
پس از شهادت اميرالمونين (ع)، معاويه كه نمی خواست ذكری از فضايل آن حضرت گفته شود دستور داد فيلی آوردند و به آن در بستند. آنقدر فيل را در آنجا نگاه داشت تا به بابالفيل مشهور شد و هم اكنون نيز، ?باب الفيل? (درب فيل) ناميده میشود.
